عضویت   تماس با ما

از هرگز تا همیشه - منوچهر علي پور

                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                                      http://www.persian-language.org/Group/Criticism.asp?ID=1022

                                                              برگرفته از: كتاب ماه،ادبيات و فلسفه 97    
از دكتر سرامي تاكنون كتاب هاي فراواني در حوزه هايمتفاوت فرهنگ و ادب پارسي به چاپ رسيده است از ميان تمامي آثار ايشان مي توان درحوزه پژوهش ادبي به كتاب ارجمند از رنگ گل تا رنج خار ( شكل شناسي داستان هايشاهنامه) اشاره كرد كه در سال گذشته شاهد چاپ چهارم اين كتاب با مقدمه جديد مؤلفبوده ايم. كتابي كه رهگشاينده بسيار ارزشمندي در حوزه شاهنامه پژوهي است و براي همهشاهنامه شناسان و علاقه مندان به فردوسي نامي است آشنا.
اما در بهار 1384 از اينمؤلف دو عنوان كتاب روانه بازار نشر شده است يكي كتاب از خاك تا افلاك (سيري درسروده هاي مولانا جلال الدين) كه چاپ دوم بوده است و ديگري كتاب از هرگز تا هميشه* كه سلسله مقالاتي است در باب ادب و فرهنگ ايران زمين. در اين جستارگونه هدفم بيشترشناساندن اين كتاب به پژوهندگان به ويژه دانشجويان اهل پژوهش و مطالعه است

 .
كتابحاضر از يك مقدمه [ آغازينه ] و سه بخش تشكيل مي شود. بخش نخست آن به مقالاتيدرباره معاصران و بخش دوم آن به گذشتگان اختصاص دارد و واپسين بخش آن با عنوان « گوناگون» نشان مي دهد كه با مطالب بخش اول و دوم متفاوت است.
هدفي كه مؤلف درتأليف اين كتاب به دنبال دارد هدف ديگر گونه اي است او مي گويد: « گمان مي كنمبتوان نغمه هايي، سروده هايي و نوشته هايي آفريد كه از دور گوش افساتر و شنفتني ترباشند. بي جا نگفته اند كه آواز دهل شنيدن از دور خوش است. به پندار من اصولاً دركل كائنات ، ارتباطاتي كه پديدارها از دور با يكديگر دارند، دلگوارتر از پيوندهاينزديك شان با هم است. اين قانون ظاهراً از كليت دامنه داري برخوردار است حتي همانگونه كه زبانزد بشري « دل به دل راه دارد» گواهي مي دهد. پيوندهاي رواني آدميان بايكديگر را هم دربر مي گيرد
(
از هرگز تا هميشه، ص7 )
بنابراين نگاه مؤلفدر تأليف اين كتاب اين گونه است كه « مي خواهد از خود چرخه اي فراهم آورد و در راهيكه روان مخاطبان است آن را به رفتن و رفتن و رفتن وادارد
(
همان)
اما بخشنخست اين اثر كه عنوان «معاصران» يافته است داراي شش مقاله است: مقاله اول چلچراغغزل نام گرفته كه سي سال پيش در مجله فردوسي منتشر شده و نقدي است بر غزل هاي سيمينبهبهاني.
مقاله دوم اين بخش «مرغي كه در باغ را گشود» است. نگاهي است ژرف بهانديشه هاي اقبال لاهوري شاعر پارسي سرا و تواناي پاكستاني كه در ايران زمين بهخاطر انديشه هاي عرفاني و تأثيرپذيري شگرف از مولانا جلال الدين اقبال فراوانييافته است . اين مقاله نخست بار در مجله روزگار وصل شماره 11 و 12 منتشر شدهاست.
مقاله سوم بخش نخست بررسي سروده هاي شاعر ملي دوره مشروطه ميرزاده عشقياست، مقاله « شعر عشقي سند مليت ماست» نام گرفته. اين مقاله بررسي كوتاهي است درشعرهاي ميرزاده عشقي كه به نظر مي رسد مؤلف خيلي قصد كند و كاو همه سويه آثار اينشاعر را نداشته با نگاهي گذرا انديشه هاي اين شاعر بزرگ عصر مشروطيت را بررسيدهاست.
اما مقاله «شاهين ترازوي شگفت» از مجموعه مقالاتي ديگر است كه در كتابيادمان سهراب سپهري و در كتاب باغ تنهايي نيز در گذشته به چاپ رسيده است. هر چندمؤلف در آغاز اين مقاله يادآور شده است كه : « سر آن ندارم كه درباره اين سراينده وسروده هايش به قضاوت بنشينم. تنها بر آن سرم تا به مصداق :
تو را چنان كه توييهر نظر كجا بيند
به قدر دانش خود هر كسي كند ادراك
در حد وسع خويش آنچه را ازمرده ريگ ادبي اين شادروان اندر مي يابم با دوستان شعر فارسي در ميان ميگذارم
(
همان، ص 43 )
بايد اذعان كرد كه اين مقاله يكي از مقالات پرمايه اينمجموعه است و نشان داده شده كه مؤلف اشراف فراواني بر سروده هاي سهراب در هشت كتابو انديشه هاي عرفاني اين شاعر دارد. چنانكه اشاره مي كند: « در يكايك شعرهاي هشتكتاب، با شاعري عاشق معرفت روياروييم. هشت كتاب كشكولي انباشته از دانايي هايرنگارنگ است. براي سپهري فرهنگ و فلسفه ، دين و عرفان، هنر و شناخت همان شاهد هرجايي است كه هر لحظه به رنگي و جامه اي درمي آيد . در ذهن او افكار لائوتسه وكنفوسيوس و بودا، زرتشت، ماني، مزدك، موسي و مسيح همه با هم درآميخته اند و بر هميناساس همه پندارهايي كه به ظاهر با هم بيگانگي مي كنند در ضمير وي به اتحادي خيرهكننده رسيده اند
(
همان،ص 45 )
ديدگاه دكتر سرامي نسبت به اين شاعر كاملاًموشكافانه و ديدگاهي كاملاً علمي است و توانسته است فراز و فرود اشعار اين شاعر رابه وضوح بنماياند.
تأثيرپذيري فراوان سهراب از زبان نيماي نام آور در دفاترآغازين مجموعه اش همچنين سايه گسترانيدن انديشه هاي عرفاني راز آشناي بلخ ـ مولوي ـدر مجموعه سوم اين شاعر يعني آوار آفتاب از جمله مواردي است كه دكتر سرامي آنها رايادآور شده است. لذا اشارات وي به نكات فني شعرهاي سپهري و بررسي محتواي اشعار اينشاعر به ويژه از نظرگاه عرفاني موجب شده است اين مقاله را بسيار پژوهشگرانه وعالمانه بدانيم.
مقاله ديگر اين بخش اختصاص دارد به بررسي مجموعه شعر هزاره دومآهوي كوهي اثر دكتر محمدرضا شفيعي كدكني كه يكي از شاعران بزرگ معاصر به شمار ميآيد . اين مقاله با عنوان « مرگ شعله ها» قبلاً در كتاب ماه ادبيات و فلسفه به چاپرسيده بود. مؤلف در اين مقاله تلاش كرده با نگاهي گذرا جوانب شعر دكتر شفيعي كدكنيرا بررسي كند.
«
جهاني در خلوت تنهايي» عنوان واپسين مقاله اين بخش است كه قبل ازانقلاب در كتاب ارمغاني براي زرين كوب به چاپ رسيده بود. اين مقاله به بررسي آثارخلاقه استاد عبدالحسين زرين كوب مي پردازد و نگاه اصلي مؤلف به كتاب يادداشت ها وانديشه ها معطوف بوده است.
دكتر سرامي درباره مقام سترگ علمي و ادبي استاد زرينكوب چنين مي گويد:«بي گمان استاد زرين كوب كه يكي از چند محقق بي نظير ايران امروزاست و آثار تحقيقي اش درخور ستايش فراوان است. آنچنان كه از كتاب ها و مقالاتش برميآيد مردي است خلاق و انديشه اي دارد آفريننده. اما از آن كسان است كه نتوانسته اندخودشان باشند و به ناچار از بسياري از استعدادهايشان چشم پوشيده اند. از اشعارپراكنده اي كه در اينجا و آنجا چاپ كرده و پاره اي يادداشت ها و قصه ها و نمايشنامهواره ها كه از او خوانده ايم به روشني مي توان دريافت كه اين نيروي آفريننده دراستادتا چه پايه است. اما دريغ اينجاست كه هنر در روزگار ما به جاي آنكه بالهنرمند باشد، وبال اوست...»
(
همان،صص74-73)
اما بخش دوم اين كتاب كه زيرعنوان «گذشتگان» آمده است داراي هشت مقاله پژوهشي است. « سرشت و سرنوشت آدميزاد» نخستين مقاله اين بخش است. مؤلف در اين مقاله اشاراتي موشكافانه به اهميت شاهنامهرزمي سراي بزرگ ايران زمين دارد و اثر ارجمند استاد توس را مي ستايد. او مي گويدتأمل در شاهنامه به من آموخت كه ستيز ميان تقدير و تدبير يا به اصطلاح شاهنامه،بخشش و كوشش در ساحت فردي هيچ جز درگيري مستمر ميان خويش و خود آدميان نيست. درحقيقت اين دوگانگي دروني ماست كه به صورت تضاد بيروني جلوه گري مي كند
(
همان،ص 85)
در مقاله بعدي نيز دكتر سرامي كه خود از شاهنامه پژوهان تواناي معاصر استو اين مسئله را در كتاب از رنگ گل تا رنج خار به اثبات رسانده است باز به شاهنامهفردوسي نظري دارد. «شاهنامه، آيينه زندگي ايرانيان» و حقيقت نيز اين است كه شاهنامهشناسنامه ايرانيان است. دكتر سرامي راز پر ماز؟ ماندگاري شاهنامه را در آيينگي آنمي داند و بر آن است كه : « بزرگ ترين دليلي كه هنوز به شاهنامه مراجعه كنيم جنبهآيينگي آن است. ما همچنان مي توانيم خودمان را، اجدادمان را انسان هايي را كه دراين سرزميني كه ما داريم زندگي مي كنيم، زيسته اند در آيينه شاهنامهببينيم

(
همان، صص 94-93 )
اما « از هرگز تا هميشه» كه نام كتاب ازعنوان اين مقاله وام گرفته شده است نگاهي متفاوت به كتاب پر ارج عطار نيشابوري،تذكره الاوليا، است. مؤلف كه خود غوري شگرف در آثار صوفيه به ويژه سنايي، عطار ومولوي دارد در اين جستار همه سويه اين اثر سترگ را وارسيده است و بر اين است كه: «تذكره الاولياء شورشي است همه جانبه بر واقعيات مجرب، طغياني است بر همه قانون هااعم از قوانين اجتماعي و علمي و... عصياني است بر هرچه كه لايتغير انگاشته شده و ميشود جز ذات باري تعالي
(
همان، ص 117 )
«
پردگي راز» و « چرخ، آشوب و زلزله» عنوان دو مقاله ديگر اين بخش از كتاب است كه مؤلف در اين دو مقاله گذري و نظري داردبر انديشه هاي مولانا جلال الدين. مقاله اول ظاهراً مقدمه كوتاهي است بر كتابي زيرعنوان « از بود تا نمود» كه به نظر مي رسد مؤلف خيلي قصد تأمل و ژرف نگري در مثنويمولانا را ندارد. ولي در مقاله دوم نگاهي ژرف تر به انديشه هاي مولانا دارد وانديشه هاي اين ابرمرد عارف را در مثنوي، غزليات و حتي رباعياتش مي كاود و مينماياند. دكتر سرامي بر اين باور است كه :« مولانا براي ما الگوست. از اين نظر كهانساني است ناايستا، انساني كه آن به آن او متفاوت است. نه تنها امروزش با ديروزشفرق دارد، امسالش با پارسالش فرق دارد، بلكه لحظه به لحظه دگرگون شونده است. انسانياست همواره متحول. ( مصداق خلق مدام كه در عرفان اسلامي با آن آشنا هستيد) مولانادر كار خلق مدام خودش است. يعني آن به آن آفريده مي شود و در حقيقت آن بت عياري كهمعشوق مولاناست و دل مي برد و نهان مي شود و باز دل مي برد و نهان مي شود ، صورتياز خود او هم هست
(
همان، ص 136 )
مؤلف درباره انديشه هاي مولانا نظري خاصدارد. او بر اين عقيده است كه :« مولانا جلال الدين اگر هيچ درسي به ما نداده باشد،جز اينكه فريب ظاهر را نخوريم و قياس را تعطيل كنيم، در بسياري از ماجراها براي مابس است. مولوي اگر با قياس دشمن است نه به خاطر اين است كه جنگ شرعي دارد با فقها. به هيچ وجه. براي اينكه قياس كردن خطاست...»
(
همان، ص 146 )
«
از ديدن تاسرودن» عنوان مقاله ديگري است كه در اين كتاب آمده است. اين مقاله نيز نخستين باردر مجله تحقيقات اسلامي (يادنامه دكتر احمد طاهري عراقي) به چاپ رسيده است كهدرباره كليات شيخ اجل سعدي شيرازي است.
نويسنده در اين مقاله آثار سعدي را ازنظرگاه ادبي، روان شناختي و گاهي جامعه شناختي بررسي كرده و كوشيده است تا سلوكفردي اين شاعر و نويسنده صاحب سبك را بنماياند و حتي از منظر دين نيز انديشه هايشرا وارسد.
در نظر دكتر سرامي، سعدي «جهانگردي جهانشناس است كه سير و سفر بيرونيرا با سير و سلوك دروني درهم آميخته و آميزه اي گوش افروز و چشم افسا پديد آوردهاست. ادراك واقعيت هاي بيروني و اندروني او ستاره اي دنباله دار است و هميشهانفعالي موقت يا دائم را در وي زمينه چيني مي كند. همين انفعال است كه پس از دريافتشعر او از سوي مخاطبان در آنان پديد مي آيد
(
همان، ص 150 )
همين طور اواشاره اي به جوان گرايي سعدي دارد، مي نويسد: « او شيفته برنايي است. دوست داردهمواره جوان بماند و چون تن خود را ناچار از فرسودن مي بيند مي كوشد تا دل و دماغخويش را همواره تر و تازه نگاه دارد و براي درك اين طراوت نفساني است كه چشم ها راهرگز به روي زيبايي ها فراز نمي كند...»
(
همان، ص 162 )
اما « خيز تا از درميخانه گشادي طلبيم» مقاله ديگري است كه در حقيقت در اين نوشتار شادي گرايي در ادبفارسي به ويژه در آثار شاعران بزرگي همچون مولانا و حافظ مورد كند و كاو قرار گرفتهاست در پيشاني اين مقاله عبارتي از سر آغاز كتيبه نقش رستم داريوش كبير بدين گونهآمده است: « بغ بزرگ است اهورامزدا، او كه اين زمين را آفريد، او كه آن آسمان راآفريد، او كه انسان را آفريد، او كه شادي را براي انسان آفريد
(
همان، ص 167 )
دكتر سرامي ابتدا به شادي گرايي در اوستا اشاره كرده و پس از آن ادبيات دورهآغازين و سبك خراساني را مد نظر خود قرار داده است. شاعران اين دوره به شادي وشادخواري عنايت خاص داشتند. اما در دوره هاي بعدتر به ويژه در دوره اوج گيري ادبياتعرفاني معنا و مفهوم شادي گرايي ديگرگون مي شود: « با نشت انديشه هاي صوفيانه درشعر فارسي از قرن پنجم به بعد اندك اندك شادي از مفهوم ابتدايي خود كه خوشگذراني وكامراني است به مفهوم گسترده تري كه بيشتر حاصل شور و شوقي اندروني است، تحول پيدامي
كند. شادي آغازين از امكانات آدمي سرچشمه مي گرفت و تحصيل آن مستلزم تحصيلبسياري از تمكنات بود، اما رفته رفته به هيئت انفعالي مستدام كه حاصل خرسندي درقبال آنچه هست، مي باشد، درآمد
(
همان،ص 169 )
رويكرد اين مقاله بيشتر بهانديشه هاي شادي گرايانه خواجه حافظ شيرازي است. به نظر مي رسد اين رند پارسابيشتر از شاعران ديگر به اين مفهوم چشم داشته است. گويي آفريده شده است تا از ميلعل و شيرين دهنان حكايت كند:
با صبا در چمن لاله سحر مي گفتم
كه شهيدان كهاند اين همه خونين كفنان؟
گفت: حافظ! من و تو محرم اين راز نه ايم
از مي لعلحكايت كن و شيرين دهنان
(
ديوان حافظ، غزل 387 )
چنانكه در ابيات آغازين اينغزل شورانگيز نيز شادي موج مي زند:
شاه شمشاد قدان خسرو شيرين دهنان
كه بهمژگان شكند قلب همه صف شكنان
مست بگذشت و نظر بر من درويش انداخت
گفت: اي چشمو چراغ همه شيرين سخنان
....
كمتر از ذره نه اي، پست مشو، مهر بورز
تا بهخلوتگه خورشيد رسي چرخ زنان
به هر روي « خواجه، بارها و بارها تعلق خاطر خود بهشادي و خوشي را با ما در ميان مي گذارد تا آنجا كه مي توان در ديوان او ، به چشمشادي نامه نگريست. در تصور اين سراينده حتي براي درك لذت غم دوست، بايد دل شاد واميدوار داشت:
چون غمت را نتوان يافت مگر در دل شاد
ما به اميد غمت خاطر شاديطلبيم
ميل به شاد زيستن در حافظ چندان ژرف و دامنه دار است كه همه مسائل ديگر راتحت الشعاع خود قرار داده و همين باعث آمده تا گاه گاهي ظاهر كلام او با باورهايديني منافات پيدا كند
(
از هرگز تا هميشه،ص 172 )
به نظر مي رسد كه مؤلفاين مقاله را پس از پژوهش دقيق نگاشته است و چنان محققانه و استادانه رد پاي شاديرا در ديوان خواجه وارسي كرده كه هيچ جاي صحبتي براي ديگران نگذاشته است. اين مقالهارجمند مي تواند عنوان پايان نامه اي مستقل و پرمايه باشد براي برخي از دانشجويانعلاقه مند و پژوهشگران توانا تا شادي گرايي در ادب پارسي را بيشتربنمايانند.
ناگفته نماند در اين مقاله غيراز اهميت شادي گرايي در ديوان حافظ بهمباحثي مثل تقابل غم و شادي و بنياد اميد و به ويژه بنياد عشق نيز پرداخته شدهاست.
در پايان اين بخش به مقاله اي ديگر برمي خوريم زير عنوان « يگانگي شكل ومحتوا» كه در اين مقاله بحث وحدت وجود در عرفان اسلامي در ديدگاه شاعران عارف مسلكو عارفان بزرگ نظير ابن عربي مورد بررسي قرار گرفت و پس از آن به شعر برخي ازشاعراني كه به وحدت وجود توجه داشتند مثل ترجيع بندهاي فخرالدين عراقي و هاتفاصفهاني توجه خاص شده است. نويسنده نشان داده است كه شكل ترجيع بند هاتف، گذشته ازمحتواي آن، بيانگر وحدت وجود و مفسر نگره وحدت در كثرت و كثرت در وحدت است.
بخشسوم اين كتاب عنوان « گوناگون » را به خود گرفته و همان گونه كه از نامش پيداستمقالاتي گوناگون و غير از مقالات بخش اول و دوم در اين بخش قرار داده شده است. « زبان هاي ايران و نشر آنها»، « مرغ چيستان» ،« باغ در شعر فارسي»،« گلايه هايمنظوم»، «بديعيه» ، « نمي دوني تا كجا مي ره» و در فرجام « بدعه حمدونيه» مقالاتاين بخش هستند.
مقالات اين بخش هرچند در جايگاه خود تلاشي است در باب اهميتادبيات و فرهنگ اصيل ايراني اما به نظر مي رسد همانند مقالات بخش هاي اول ، خيليتخصصي نباشند و شايد بهتر بود مثلاً در كتابي ديگر گرد مي آمدند. هرچند بعضي ازمقالات اين بخش به خودي خود شايد فني تر و تخصصي تر نيز به نظر آيند مثل« باغ درشعر فارسي» ،« گلايه هاي منظوم» و «بديعيه» ولي زيبايي مقالات نخستين همين طورگيرايي آنمقالات براي من خواننده بيشتر بوده است.
مقاله پاياني كتاب كه حدود يكصفحه بيش نيست و در دانشنامه جهان اسلام نيز در گذشته به چاپ رسيده تذكره كوتاهياست در معرفي فردي كه خنياگر، موسيقي دان است و لذا شايد از چارچوب مقاله نويسيبرخوردار نباشد اما مؤلف براي حفظ نوشته هايش و اينكه اين شخصيت را كه در فرهنگ هاحتي به معرفي آن نپرداخته اند تلاش كرده آن را به خوانندگان و علاقه مندان به فرهنگبسپارد.
يا مقاله « نمي دوني تا كجا مي ره» جستاري است پژوهشگرانه در حوزه شعركودك از نظر محتوا و موضوع با ديگر مقالات كتاب هماهنگي شايد نداشته باشد.
دكترسرامي خود از شاعران ، نويسندگان و نظريه پردازان ادبيات كودك در كشور است. كتابهاي: شيرين تر از پرواز، حمومك رنگ ها، بادكنك سرخ، من و جام و شبتاب ها، قاشقجادوگر همچنين كتاب پنج مقاله درباره ادبيات كودك نشان مي دهد كه دكتر سرامي در اينحوزه تلاشي سپندوار جدار دارد و نظراتش بسيار روشنگر است.
مقاله اي در كتاب پنجمقاله درباره ادبيات كودك مي خوانيم زير عنوان:« جستاري درباره لالايي ها» كه بهنظر من يكي از محققانه ترين مقالات درباره لالايي و خاستگاه آن است كه تاكنون نوشتهشده است.
لذا با توجه به اينكه در حوزه ادبيات كودك نيز كتابي مستقل ديده ايمبهتر بود اين مقاله را نيز در كتابي در حوزه ادبيات كودك به چاپ مي رساند. يقيندارم مؤلف اين كتاب مقالات به چاپ نرسيده فراواني در حوزه ادبيات كودك دارند كهشايد در آينده نزديك شاهد چاپ اين آثارشان نيز باشيم.
به هر روي كتاب از هرگز تاهميشه كه همين روزها روانه بازار شده است توانايي قلمي و انديشه اي مؤلف را نشان ميدهد. مقدمه سنگين ، نغز و اديبانه اين كتاب نشان از درك بالاي مؤلف دارد، هرچنددكتر سرامي در مقدمه نويسي اساساً پر تلاش و مستحكم وارد شده است. مقدمه كتاب ازرنگ گل تا رنج خار هرچند به كوتاهي است اما فراوان استادانه است و يا مقاله ارجمند « دكان فقر» كه بر مثنوي معنوي نوشته شده است و نشر بهزاد آن را تاكنون به چندينچاپ رسانده است.
ناگفته نماند طراحي روي جلد اين كتاب كه توسط سيروس آقاخانيانجام گرفته است. همين طور كيفيت چاپ و صحافي كتاب اين اثر را بهتر به خوانندگانشمعرفي خواهد كرد و كتاب حاضر در نظر نخست هم به خاطر طراحي استادانه اش از جلوه هايخوبي برخوردار است.
اميد است در آينده شاهد آثار ديگري از نويسنده و استادپرتلاش هم روزگارمان، دكتر سرامي، باشيم تا دانش پژوهان بيشتر با انديشه هاي اينمؤلف پرمايه آشنا شوند.
------------------------
*
از هرگز تا هميشه (مجموعه مقالاتي درباره ادبيات و فرهنگ ايران)، دكترقدمعلي سرامي
انتشاراتترفند: تهران
چاپ اول 1384                                                                                                         

تماس

نشانی:
تهران، خیابان انقلاب، میان خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، ساختمان فروردین، واحد 38
تلفن:
+98912-3333068  +9821-66955441
فکس:
-----------
وبسایت:
www.drsarami.com
ایمیل:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید