عضویت   تماس با ما

بديعيه

   قصـيده‌ي مصـنوعي كه در هر بيت يا دو بيت يا چند بيت آن, صنعتي از صـنايع بديعي را به كـار گـرفته يا در آن تعبيه كـرده بـاشند و در كل تمام يا اكـثر صـنايع بديعي را بتـوان از ابـيات آن استخـراج كـرد. تطـور ايـن گـونه‌ي خـاص از شــعر, نـمودار آن است كه سرايندگـان مـي‌توانند بـديعيه را چنان طـراحي كـنند كـه از آن بحور عروضي و قوافي گوناگون قابل استخراج باشد.

   دراين قصايد، شرط اين است كه اولا هيچيك از ابيات خالي از صنعتي نباشد، ‌ثانيا استعمال صنايع چيزي از انسجام و رونق كلام نكاهد، ‌ثالثا محتواي كلي قصيده دچار تشويش و ناهمواري نشود. ادباي عرب صالح للتجريد بودن: استقلال هريك از ابيات از لحاظ تركـيب و معني، نسبت به ابـيات پـيشوپـس خود را شرط اين گـونه قصـايد دانسته‌اند.

تامل در بديعيه‌هاي فـارسي نشان مي‌دهد كـه شـاعران پارسي ايـن قيد را نـپذيرفته‌اند، زيرا بعضي از صنايع از قبيل جمع و تفريق، ‌لف و نشر، لغز و... معمـولا در يك بيت نمي‌گـنجد و شاعران بناچار براي اجـتناب از تـصنع بـيشتر آنها را در دو بيت يا بـيشتر تعبيه مي‌كـنند. بديعيه، با ارجـوزه‌هاي بديعي كـه شـاعر در آنها بطـور مستقيم علم بديع و صنايع بديعي را به متعلمان مي‌آموزاند فرق مي‌كند. بديعيه آموزش مستقيم نيست و شاعر اكثرا ضمن قصيده‌يي‌ مدحي يا وصفي اين كار را انجام مي‌دهد. در بديعيه‌هاي فارسي، شاعر اسم هيچ صنعتي را نـمي‌آورد، حال آنكـه در ارجوزه‌هاي بديعي حـتما مـوظف به آوردن نـام دقيـق صـنايع و بـيان چند و چـون به كـار داشت آنهاست.

   قوامي مطرزي شاعر قرن ششم، نخستين بديعيه‌سراي زبان فارسي است. بديعيه‌ي وي بدايع الاسحار في صنايع الاشعار، در ستايش قزلارسلان، در بحر خفيف به وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن (فعلان) است. قوامي در اين قصيده يكصد و يك بيتي، جمعا هشتاد و سه صنعت را به كار برده است كه تنها براي نمايش ده صنعت از آنها ناگزير به سرودن بيش از يك بيت شده است. براي اعنات، جمع و التفريق و تقسيم و جمع و تقسيم، ‌تفسيرالجلي، تفسيرالخسفي، كلام الجامع، مكرر، حسن طلب و حسن مقطع هر يك دو بيت و براي لغز، دو بيت سروده است.1

   پس از قوامي معاصر او، رشيدي سمرقندي، در وزن فاعلاتن فعلاتن فعلن (يا فعلان) از فروع بحر رمل، بديعيه‌اي دارد.2 بنا به قول مؤلف تذكره‌الشعرا ابوالمفاخر رازي شاعر سلجوقي، در وزن مفتعلن فاعلان مفتعلن فاعلن (فاعلان) در توصيف آفتاب، بديعيه‌يي دارد3 و سيدذوالفقارشرواني، (قرن هفتم و هشتم) بديعيه‌يي موسوم به مفاتيح الكلام في مدائح الكرام، در وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (يا فعلان) سروده است. اين قصيده در ستايش محمدماستري وزير شروانشاه است. ماستري از بابت اين قصيده هفت خروار ابريشم به شاعر صله داده و همين رشك معاصر وي سلمان ساوجي را برانگيخته است. 4

   قصيده‌ي سيد‌ ذوالفقار را نخستين بديعيه‌ي كامل در شعر فارسي دانسته‌اند. سلمان ساوجي (سده هشتم) نخستين كسي است كه به دنبالهروي سيد ذوالفقار به سرودن بديعيه پرداخته است. سلمان بدايعالابحار يا صرح ممرد را در 158 بيت به وزن مجتث مخبون مقصور: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (يا فعلان) در ستايش غياث‌الدين محمد، وزير سلطان ابوسعيد بهادرخان سروده است. او جمعا يكصد صنعت بديعي را در قصيده‌ي خود گنجانده است. سلمان اين قصيده را به گونه‌اي ترتيب داده كه دواير سته و 64 وزن عروضي را به تمهيداتي از آن استخراج مي‌توان كرد. سلمان علاوه بر اين آن را چنان تصنيف كرده است كه از وصل حروف آغازين ابيات اين قصيده، قطعه‌يي سه بيتي يعني مشتمل بر نام و كنيه‌ي ممدوح به دست مي‌آيد و از به هم پيوستن پاره‌يي از حروف در مصاريع اول، ‌قطعه‌يي بي‌الف و از اتصال پاره‌يي از حروف در مصاريع دوم، ‌قطعه‌يي بي‌نقطه، حاصل مي‌شود.5

   چنانكه مي‌بينيم از قرن هشتم شاعران به اين خيال افتاده‌اند كه علاوه بر صنايع بديعي، بحور عروضي را در بديعيه‌هاي خود بگنجانند. شرف‌الدين فضل‌الله قزويني (هشتم) نزهه الابصار في معرفه بحور الاشعار، به وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (يا فعلان) را سروده است كه از آن پنجاه بيت در اوزان مختلف استخراج مي‌توان كرد.6 در همين روزگار است كه علم قافيه هم به دانش‌هاي ادبي مندرج در بديعيه‌ها راه مي‌يابد. بدرالدين جاجرمي، در ستايش شمس‌الدين محمد صاحب ديوان، قصيده‌يي متشابك مصرع مسجع دارد كه آن را بر 21 شكل و بر هفت قافيه،‌ مي‌توان خواند.7 شمس فخري اصفهاني (قرن هشتم) مخزن البحور و مجمع الصنايع را درسال 732 ق، سروده است. در اين بديعيه پنجاه و پنج صنعت بديعي را گنجانيده و چنان است كه مي‌توان به همين شمار از آن اوزان عروضي را استخراج كرد .8

   تا قرن هشتم قصيده‌ي صرح ممرد سلمان ساوجي مفصل‌ترين و در عينحال استادانه‌ترين بديعيه‌ي زبان فارسي است و شماري از شاعران از جمله ابن حسام خوسفي (قرن نهم) سراينده‌ي سحريه و اهلي شيرازي (قرن نهم و دهم) به اقتفاي آن رفته‌اند.

   در قرن دهم كه در طول آن شعر مصنوع فارسي اوج مي‌گيرد، بديعيه‌سرايي به كمال خود مي‌رسد و شاعران در اين عرصه طبع‌آزمايي‌ها مي‌كنند. گاه به مواردي عجيب و باور نكردني در اين قلمرو باز مي‌خوريم، مثلا مصنف مجالس النفائس از بديعيه سيد كمال گچكولي كه هزار و به قولي دوازده هزار بيت از آن استخراج مي‌شود، يادي مي‌كند.9

   در اين قرن به شاعراني بازمي‌خوريم كه هر كدام چند بديعيه سروده‌اند. عيشي هروي سه بديعيه دارد كه يكي را به اقتفاي سيد ذوالفقار، در مدح سلطان حسين ميرزا بايقرا، به وزن مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (يا فعلان)، ديگري را همچنان و در همان وزن، در ستايش شاه اسماعيل صفوي و سه ديگر را به پيروي از قوامي مطرزي، به وزن فاعلاتن مفاعلن فعلن (يا فعلان) در مدح سلطان حسين بايقرا‌ پرداخته است. عيشي در بديعيه‌ي آخري جمعا 138 صنعت بديعي را به كار برده است10. اهلي شيرازي كه مثنوي مصنوع سحرحلال وي معروفيتي دارد نيز بديعيه بلندبالائي به اقتفاي سلمانساوجي سروده است. بديعيه‌ي اهلي را مي‌توان از كامل‌ترين بديعيه‌هاي شعر فارسي شمارد. بديعيه اول در ستايش اميرعليشير است و اهلي در 149 بيت آن، همه‌ي صنايع بديعي و شماري از اوزان عروضي را گنجانده و چنانكه در مقدمه‌ي منثور خود بر اين بديعيه متذكر شده است دانسته‌هاي علم قافيه را هم جاي داده است. اهلي از اين بابت كار خود را از كار سلف خود سلمان كه تنها به بديع و عروض در بديعيه خويش توجه كرده برتر نهاده است.11 اهلي بديعيه‌ي دوم را در مدح سلطان يعقوب آق قويونلو در 154 بيت سروده و در آن دانسته‌هاي بديع و عروض و قافيه را مورد توجه قرار داده است.12 بديعيه‌ي سوم او در مدح شاه اسماعيل صفوي در 160 بيت است كه120 بيت موشح به القاب ممدوح از آن استخراج مي‌شود. اهلي دراين بديعيه گذشته از درج دانسته‌هاي علوم سهگانه‌ي ياد شده، ترتيبي داده است كه قالب‌هاي شعري از قبيل مثنوي، قطعه، غزل و... را مي‌توان از بديعيه وي استخراج كرد13. اهلي گذشته از صنايع شناخته شده‌ي روزگار خود، صنعت‌هاي مخترع خود را نيز در بديعيه‌ها به كار برده است و دانسته‌هاي علم قافيه را نيز به دانسته‌هاي بديع و عروض منضم كرده و كوشيده است تا كار او معرف قوالب شعري هم باشد. بنابراين مي‌توان اهلي را برترين بديعيه‌سرايان زبان فارسي به شمار آورد. بعداز اهلي انبوهي از شاعران را مي‌شناسيم كه به پيروي از سلمان و اهلي بديعيه سروده‌اند اما حقيقت آن است كه هيچكدام بركار اسلاف خويش چيزي نيفزوده‌اند.

   در ادبيات تازي سرودن قصايد بديعيه، اندكي ديرتر يعني قرن هفتم آغاز
مي‌گيرد
.14 نخستين بديعيه‌سراي تازي امين‌الدين اربلي (م ـ 670 ق) و بعد ازاو صفي‌الدين حلي است.(همانجا، ص 108-107)15 بعد از اينان به ده‌ها شاعر در سرزمين‌هاي مختلف اسلامي بازمي‌خوريم كه به زبان تازي قصائد بديعيه سروده‌اند. ميان بديعيه‌هاي فارسي با مشا‌هات تازي فرق‌هايي به چشم مي‌خورد:

بديعيه‌هاي عربي به دو دسته تقسيم مي‌شوند يا ملتزم به توريه‌اند ويا شاعر موظف است به گونه‌اي به نام صنعت مندرج در بيت اشاره كند. نخستين بديعيه‌ي ملتزم از آن شيخ عزالدين موصلي است و معروف‌ترين بديعيه‌ي غير ملتزم از آن صفي‌الدين حلي است.

2- بديعيه‌‌هاي عربي از نظر محتوي مانند همانندهاي فارسي متنوع نيستند. و يكسره در مدح پيامبر اكرم(ص)‌ اند. محمدرضا حكيمي در مقاله مبسوطي كه در باب بديعيه‌هاي عربي نوشته پنجاه بديعيه را كه همه در نعت رسول‌اللهاند شناسانده و علاوه براين قسمتي از بديعيه‌يي را كه خود با اين محتوي سروده آورده است.

بديعيه‌هاي عربي تقريبا همه به يك وزن و يك قافيه‌اند و بطور كلي نظيره‌هايي بر قصيده‌ي معروف الكواكب الدريه في مدح خيرالبريه برده بوصيري‌اند.

4ـ بديعيه‌هاي عربي همه به آهنگ نمايش صنايع بديعي تصنيف شده‌اند، اما بديعيه‌سرايي فارسي اندكاندك دستخوش تحول شده. به نمايش دانسته‌هاي مربوط به عروض و قافيه و قوالب شعري نيز كشيده شده است.

شاعران عرب بر صالح للتجريد بودن ابيات بديعيه تأكيد ورزيده‌اند حال آنكه پارسي‌سرايان اين قيد را گردن ننهادهاند. 16

   پانوشت‌ها:

     1)    تذكره دولتشاه سمرقندي، چاپ كلاله خاور، ص98.

     2)    المعجم في معايير اشعار العجم، شمس قيس رازي، تصحيح مدرس رضوي، چاپ كتاب فروشي تهران، ص 390 .

  1. تذكره‌ي دولتشاه سمرقندي، ص 61 و 62 .
  2. همان، ص 100، 101.
  3. همان، ص 822 و 823.
  4. همان، تمام صفحات مقاله.

     5)    صرح ممرد، بهروز ثروتيان، مجله دانشكده‌ي ادبيات تبريز، ش 104.

     6)    بدايع الافكار في صنايع الاشعار، ملاحسين واعظ كاشفي، با مقدمه دكتر ميرسيد جلال الدين كزازي، نشر مركز، 1369ش، ‌ص 24 .

     7)    مونس الاحرار، بدر جاجرمي، ج 1، ص 10 .

     8)    معيار جمالي، شمس فخري اصفهاني، ويرايش صادق كيا، از انتشارات دانشگاه تهران،

     9)    ص 3و 4 .

  10)    مجالس النفائس، امير عليشير نوائي، ص370.

  11)    تاريخ ادبيات در ايران، دكتر ذبيح الله صفا، ج 4، ص 462 .

  12)    ديوان اهلي شيرازي به كوشش حامد رباني، از انتشارات سفائي، ص 6ـ 775.

  13)    همان، ص798.

  15)    جشن نامه، محمد پروين گنابادي، ‌به كوشش محسن ابوالقاسمي، از انتشارات توس، 1354 ش، مقاله قصائد بديعيه، نوشته‌ي محمد رضا حكيمي، ص 92.

  16)    همان، ص107 و 108.

تماس

نشانی:
تهران، خیابان انقلاب، میان خیابان ابوریحان و خیابان دانشگاه، ساختمان فروردین، واحد 38
تلفن:
+98912-3333068  +9821-66955441
فکس:
-----------
وبسایت:
www.drsarami.com
ایمیل:
این آدرس ایمیل توسط spambots حفاظت می شود. برای دیدن شما نیاز به جاوا اسکریپت دارید